سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
743
تاريخ ايران ( فارسى )
لشگر خارج شده و باهم قسم خوردند كه از فرمان هرخليفهء سرپيچى كنند و غير از حكم الهى حكم احدى را اطاعت ننمايند . واقعا على در موضوع خوارج صبر و تحمل قابل توجهى از خود نشان داد . بالجمله پس از قضيهء حكمين و پيش از مبادرت به جنك با معاويه ناچار شد كه مهم اين پارسيان سالوس را كه هرنوع تجاوز و افراطهاى مخوفى را روا ميداشتند به اتمام رساند ، لذا به طرف آنها عطف توجه نموده و بالاخره قسمت اعظم آنها رخصت يافته متفرق شدند و هزار و هشتصد تن كه زير بار هيچ شرطى نميرفتند تماما بقتل رسيدند . خوارج مكرر قيام نمودند و آنها نهفقط در عراق بلكه در ايران هم بيرق طغيان برافراشتند . مخصوصا جماعت زيادى از اين متعصبين در اقصاى كرمان با وضع هيبتناكى صدمات و خسارات عظيمهء به مردم در مواقع مختلف وارد ساختند - سالهاى اخير خلافت على حضرت بار ديگر براى حملهء به شام و جنك با معاويه سپاه زيادى فراهم كرد ، ولى پس از توجه او به جنك با خوارج سپاه مزبور بدرجهاى منحل گرديد كه از اعزام قوا به شام به كلى انصراف حاصل شد . حقيقت اين است كه اخيرا اعراب بطور غريبى از آنحضرت بىميل شده و از وى چندان اطاعت نميكردند . در سال بعد از واقعهء نهروان يعنى سال 38 هجرى ( 658 ) كشور مصر بر اثر تغيير حكومت كه ناشى از سوءتدبير بوده از تحت خلافت على خارج گرديد و اين واقعهء سوء در آن حضرت فوقالعاده تاثير بخشيد . معهذا براى اعادهء آن اقدامات موثرى به عمل نياورد . در همان سال خريت يكى از رؤساى عرب كه عقيدتا با خوارج نزديك بود در جنوب ايران بيرق طغيان برافراشته و مردم را بر عليه خليفه برانگيخت . چيزى كه قابل توجه است اينكه در تمام اين انقلابات و جنكهاى داخلى فقط مسلمانان شركت داشتند ، ليكن خريت علاوه بر مسلمين ايرانىها ، اكراد و مسيحيها را هم بر عليه آن حضرت اغوا كرده و تماما بناى شورش را گذاشتند . آنها حكومت عرب را از فارس بيرون كردند . خلاصه تا وقتى كه او به قتل رسيده و كشور امن و آرام گرديد جنكهاى خيلى سختى بوقوع پيوسته و خونهاى زيادى ريخته شد ، على ( ع ) زياد بن ابيه نابرادرى معاويه را بحكومت فارس منصوب نمود . او در امنيت داخلى و نيز در حسن